السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
353
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
بالعرض » مىنامند . كاشف بودن اين صور از آن اشياء به خاطر اتحاد و يگانگى ماهويى است كه ميان آنها برقرار مىباشد . اين رابطه باعث مىشود كه علم ما به آن صور ، علم به آن اشياء خارجى محسوب شود ؛ در حالى كه آنچه واقعا معلوم ماست ، همان صور است ، و لا غير . معيت [ - باهمى ] معيت در واقع در برابر تقدم و تأخر قرار دارد ، و نسبت به آن دو ، يك معناى سلبى و عدمى دارد . معيت عبارت است از « عدم اختلاف دو امر در معنايى كه شأنيت اختلاف در آن معنا را دارند » . بنابراين معيت ، عدم ملكهء تقدم و تأخر مىباشد . توضيح اينكه : اگر الف و ب در يك امر با هم مشترك بودند ، و هردو نسبت خاصى به يك مبدأ مفروض داشتند ( ما به الاشتراك ) ، و در عين حال كه شأنيت و قابليت اختلاف در اين امر مشترك را دارند ، اما فى الواقع اختلافى با هم از اين جهت نداشتند ، در اين صورت نسبت ميان آن دو ، نسبت معيت بوده ، و آن دو « معان » خواهند بود . مانند دو حادثه كه در يك زمان واحد رخ مىدهند ، كه هيچيك تقدم و تأخر زمانى بر يكديگر ندارند ، و قرب و بعدشان از مبدأ زمان يكسان مىباشد ، در عين حال كه هردو زمانمند هستند و لذا صلاحيت آن را دارند كه تقدم و تأخر زمانى بر يكديگر داشته باشند . در اينجا گفته مىشود كه اين دو حادثه معيت زمانى با هم دارند . از اينجا دانسته مىشود كه مثلا سلب تقدم و تأخر زمانى از دو شىء به تنهايى موجب اتصاف آنها به معيت زمانى نمىگردد ، بلكه بايد علاوه بر آن ، آن دو شىء صلاحيت اتصاف به تقدم و تأخر زمانى را نيز داشته باشند ؛ و لذا ميان مجردات معيت زمانى برقرار نمىباشد ، اگرچه تقدم و تأخر زمانى نيز با هم ندارند . مفاهيم اعتبارى مفاهيم اعتبارى ، بر خلاف مفاهيم حقيقى ، مفاهيمى غير ماهوى هستند ، و اين قابليت را ندارند كه هم در ذهن بيايند و هم در خارج موجود شوند . در مورد اين مفاهيم ميان مفهوم و مصداق عينيت برقرار نيست ، و حملشان بر مصاديقشان بسان حمل ماهيت بر افرادش نيست ، كه يك تطابق ذاتى ميانشان برقرار باشد ، و از طريق مفهوم بتوان به حقيقت مصداق راه يافت . اين دسته از مفاهيم را « معقولات ثانوى » نيز مىنامند ، كه خود بر دو دستهاند : 1 . مفاهيمى كه حيثيت مصداقشان حيثيت